بیندوری و دوزخ
شعر شماره ۳۴
به دنیا نیامدهام که دوست داشته باشم
به من حق بده بدبین باشم گاهی
از آدمها بدم بیاید
شبیه رنگهایی که نپوشیدهام
غذاهایی که نخوردهام
و چیزهایی که از کنارشان گذشتهام به سادهگی
حق بده، دستهایت را مقدس ننامم
و چشمهایت را
که نشانهی اخالل است در نظم عمومی
به من حق بده
.بدنیا نیامدهام که دوستت داشته باشم فقط
از مجموعه «بیندوری و دوزخ» · صفحه 40