عشق رحمت‌الله‌علیه

شعر شماره ۱۶

خدا اگر بودم پیامبری می‌فرستادم که چشم‌هایت را بشارت دهد و لبخندت را وقتی به آن دو جام مست عال‌وه می‌شود خدا اگر بودم دوزخ تعریف ساده‌ای داشت یعنی اخمت وقتی که می‌توانی بخندی و دریغش می‌کنی خدا اگر... نه، نمی‌توانم باشم غلط بکند کسی به چشم‌های تو ببیند لبخند تو را شکار بکند من فقط شاعرم همین
از مجموعه «عشق رحمت‌الله‌علیه» · صفحه 27