عشق رحمت‌الله‌علیه

شعر شماره ۲۴

دست‌هات اراده جهانم لب‌هات فکری ولو شده در دهان از سینه‌هات که بگذرم پائین نمی‌رود این شب از گلو آشوب کن شور بده به شب جان بده به لب و بخور به دردهایم تا روی دست‌های خودت نکرده‌ای باد دست‌هات اراده جهانم لب‌هات فکری در دهان از سینه‌هات که بگذرم نمی‌گذرم
از مجموعه «عشق رحمت‌الله‌علیه» · صفحه 40