صفحه ۱۳
نوشته شماره ۴۹
،قابل درک است و پذیرفتنی اینکه آدمها از خودشان انتظارات زیادی دارند
میخواهند پلههای زیادی را باال بروند. به پول برسند، قدرت، شهرت یا هر
چیزی. شاید اگر شرایط پا بدهد و شانس دستش را دراز کند، همهی ما دنبالش
برویم. چیز بدی هم نیست. اما اینکه کسی انتظاراتش را روی دیگران بسط دهد و
زندگیاش را وقف مبارزه برای دیگران یا تغییرِ وضعیتی کند، دروغی بیش نیست
.و به هیچوجه پذیرفتنی
چون هر خواسته و تالشی برای تغییر جهان منجر به جنگ، خشونت، استبداد
.و فقر میشود
،مردم همیشه بدبختاند، نیاز به تغییر دارند. و جهان مجموعهای از نابرابری
بیعدالتی، خشونت و بدجنسی است. اما هیتلری هم نیاز ندارد که بخواهد
تغییرش دهد، یا چگوارایی که نجاتش. انتخابات هم در پیمانهای کوچکتر از
ِهمین آبشخور آب میخورد. آنها میآیند که اوضاع را تغییر دهند و شبیه «غول
چراغ جادو» مردمِ همیشه نیازمند را به خواستهها و آرزوهایشان برسانند. و
مردم هر چهارسال رای میدهند تا غول بهتری را انتخاب کنند. حقا که انتظار
،بر آوردهشدن نیاز و آرزویی توسط دیگری مانند امید به «غول چراغ جادو» است
.افسانه و محال
از کتاب «صفحه ۱۳» · صفحه 58