برادریدن

شعر شماره ۱۹

بلند شو و از یاد مبر امید تنها بمبی‌ست که روی زندگی عمل نمی‌کند دستت را بگیر بلند شو به دردهای تازه عادت کن و فراموش کن بر تو چه می‌گذشت در شب‌های نامُراد و روزهای نامرد بلند شو آماده باش دردها چشم انتظار تو اند نباشی کجا فرود بیاید غُ صه !بلند شو شانه‌هایت مستعد دردمندی است و چشم‌هایت کم کم عادت می‌کنند به درد !خسته نشو !بلند شو لطفاً نمیر این دردها برای تو کوچک است تو سخت‌جان‌تر ازین حرف‌هایی و این زندگی خودش را جرانده است که تو سخت‌تر بمیری فجیع‌تر با چشمانی بازتر
از مجموعه «برادریدن» · صفحات 48 تا 49