برادریدن

شعر شماره ۲۰

دلم برای تو می‌تپد هی هی هوای تو را به جستجوست ای دردمند دردهایِ های های این چشم‌های من آشفته نگاه‌های گاه‏گاه توست باری ببین به من ای مه جبین من دستت به من بده دستم برای توست با من به راه‌های نرو بیا نرو، بیا! من از تحمل دوری تو دور مانده‌ام درمانده‌ام! از من برای من از تو برای من از تن برای تن بگو بگو بگو ما را چه کار به کارهای های و هوی دستت به من بده دستت بده به من لب را ضمیمه کن درد را درو بکن لب لب لبان تو را به آرزوست
از مجموعه «برادریدن» · صفحات 50 تا 52