بیندوری و دوزخ
شعر شماره ۲۷
چمدانت را بستی
هواپیما را درآغوش گرفتی
تا خودت را آزاد کنی
هواپیما پرید
چمدان دهن باز کرد
و تو هنوز دربندی
یادت میآید؟
که گفته بودم، جنگ نام دیگر زندگیست
!حاال ببین
ابوال آفریقا را گرفته است
داعش خاورمیانه را
33/مصطفا صمدی
و آنجا هم که تو رفتی
دیکتاتوری درکاخ گزینه هایش را مرور میکند
ازمن اگر میشنوی، دوباره به خانه بیا
برگرد
حتا بدون چمدان
حتا بدون هواپیما
.دنیا از همین جا کنترل میشود
از مجموعه «بیندوری و دوزخ» · صفحات 32 تا 33