بین‌دوری و دوزخ

شعر شماره ۵۵

بچه بودیم که بازی می‌کردند غنچه‌های سرخ هدیه می‌دادند و جان یکدیگر را قسم می‌خوردند ناگهان بی بی سی با خبر شد و دوربین‌های سی ان ان شکارشان کرد حاال ما مانده‌ایم با عقده‌های خود که کتاب هدیه می‌دهیم به کالس‌های شعر و موسیقی می‌رویم جنبش‌های سبز و سرخ را مرور می‌کنیم هنوز جان یکدیگر را قسم می‌خوریم و دوست داریم که کسی حرف‌هایمان را آنتن کند .دردهای‌مان را پوشش دهد
از مجموعه «بین‌دوری و دوزخ» · صفحه 65