من هم آدمم

دلدقی

دلدِ قی اوضاع‌م خراب‌ست دلم تنگ پیش از آن‌که سوراخی در دلم پیدا می‌خواهم در تو اتراق و قناری شوم در جزایرت که پنهان‌ست دو پشتون چشم از قندهار و انار که پشت هندوکُش ات تیز کرده‌ام دندان که اگر نمی برد خواب صبر برای چه؟ دلم تنگ اوضاع‌م خراب و یک شهر طالبم برای تو
از مجموعه «من هم آدمم» · صفحات 27 تا 28