من هم آدمم
جهان
جهان میتواند نابرابرى کند
غُصهای را به سومالی گره بزند
موشکی را به فلسطین
میتواند
زیر جهنم مرگیِ برمه دستخط بگذارد
بگذارد شویى در بُرج العرب
یا فنجانى چای سبز
روى میز میلیونرى در دل اقیانوس
جهان مانکنیست در شانزهلیزه
گُرگیست در وال استریت
زنیست در کابل
که روسریاش در باد میسوزد
جهان میتواند نابرابرى کند
میتواند جهان
تو هم میتوانی
میتوانى به جان جهان
جهانِ این شعر بیفتى
که فُرم خوبی ندارد
و مثل من که سالهاست
فُرم خوبی ندارم
دست و دلش میلرزد
از مجموعه «من هم آدمم» · صفحات 3 تا 4