صفحه ۱۳

نوشته شماره ۸۱

این‏که درست از بین ملیون‏ها اسپرم ما انتخاب می‏شویم، نه یعنی معجزه، یعنی .اوج بد اقبالی، شِ ت من روز تولدم را به خاطر دارم؛ یکی از رو فشار می‏داد. یکی از زیر می‏کشید. یکی هم آن وسط از جیغ و فریاد خیسِ عرق شده بود. قابله‏های قابل و ناقابل با کلی .دستگاه فشار و وکیوم کشان‏کشان و زورکی ما را به دنیا می‏آورند .با دست به پشت‏مان می‏زنند که اولین چیزی که از دهان برآید هق هق باشد .ما به گریه می‏افتیم و آن‏ها می‏خندند. از همان روز اول اشک‏مان را در می‏آوردند یعنی ما باید از بدو ورود هق هق بزنیم که دیگران بخندند. و روز آخر هم که .می‏میریم، ما اشک‏ آن‏ها را در می‏آوریم زکی! یعنی اولش دیگران سبب گریه‏ی تو می‏شوند. آخرش تو سبب گریه .دیگران این زندگی یک هق هق طوالنی‏ست که در این بین گهگاهی کسی یک قطغنی .هم پخش می‏کند
از کتاب «صفحه ۱۳» · صفحه 94