صفحه ۱۳
نوشته شماره ۰۴
...و بعضیها هستند تا دو کلمه با آنها گپ میزنی به اساسیترین بایدِ بشری
اشاره میکنند؛ انسانم آرزوست و مدعی میشوند دینم انسانیت است. و اگر
از آنها بپرسی منظورتان چیست؟! وقیحانه به چشمهایت نگاه میکنند و
.میگویند: همین که به کسی آسیب و آزاری نرسانیم، پس انسانیم
آنقدر وقیح و درنده شدهایم، به آزار، اذیت و خشونت عادت کردهایم که فکر
. کار شاقی است-این بایدِ بشری- میکنیم آزار نرساندن
انگار سالها تمدن بشری را بیشرمانه سر کشیدهایم و یک گیالس آب هم
بعدش. تازه فکر میکنیم با دو شاخ و دندانهای درنده در جنگلی زندگی میکنیم
،که حق استفاده از آنها را نداریم و به محض اینکه کسی به ما نزدیک بشود
.حالت دفاعی میگیریم که انسانم آرزوست
دیگر حالم از کلمهی انسانیت و انسانم آرزوست به هم میخورد. جان مادرانتان
به بعضی کلمات رحم کنید، مبتذلشان نکنید. بگذارید هنوز معنایی داشته
.باشند
از کتاب «صفحه ۱۳» · صفحات 12 تا 13